قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
432
تاريخ الفي ( فارسى )
خواندم تا از حياض موت سيراب گردانم ؟ پس بر يكديگر حمله برداشتند . اشتر ضربتى بزد و قطعهاى از خود ابو الاعور بريد و روى او را مجروح ساخت . ابو الاعور روى به هزيمت نهاد و اشعث بر تمامى لشكر حمله برد تا قوم ابو الاعور و عمرو عاص متفرق شده روى به هزيمت نهادند . و ابو هانى در فرات درآمد و غوّاصى مىكرد و به استخراج اين لآلى منظومه اشتغال مىنمود كه : انعطش القوم و فينا الأشعث * و اشتر الحرّاب ليث يلهث « 1 » يعنى : چگونه روا باشد كه قوم ما به آتش عطش محرور و محروق باشند و چون اشعث هزبر « 2 » صف هيجا و مثل اشتر شير بيشهء وغا در ميان ما باشد ؟ پس اشتر به حضرت امير المؤمنين و امام المتّقين ، عليه و آله السّلام من ربّ العالمين ، از فتح آب اعلام نمود ، حضرت اسد اللّه بر كنار فرات لشكرگاه ساخت . « 3 » چون اين خبر به معاويه رسيد ، ملالت بر جهالت و ضلالتش بيفزود . در اين باب عمرو العاص بيتى چند انشا كرد و حاصل ابيات آنكه : اى معاويه ! در باب منع آب [ نصيحتها ] القا كردم امتناع نمودى و به غرور ابن ابى السّرح مغرور شده آب از اصحاب رسول ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، بازداشتى و از تناطح كباش « 4 » عراق تغافل ورزيدى . و آن روز در احوال فرداى خود تأمّل ننمودى و ندانستى كه اگر آن قوم به محاربه و مقاتلهء ما شروع كنند بر ما نيز همان آيد كه بر طلحه و زبير آمد . و از همه دشوارتر آنكه قوم از فرات سيراب گشتند و از شومى ابا و امتناع از نصايح ، اشعث و اشتر فضايح و قبايح بر ما نمودند . معاويه از اين سخنان عمرو عاص در غضب شد و گفت : اى عمرو ، هرگاه كه از من تقصيرى بهوجود آيد مرا در آن توبيخ مىكنى و سرزنش از حدّ بيرون مىبرى و از چندين صواب كه از من به ظهور آمده اغماض مىنمايى . امّا امير المؤمنين على بر مشرع آب جمعى از قبيلهء ربيعه را تعيين فرمود و معاويه به عمرو عاص گفت : الحال علىّ بن ابى طالب بر آب دست يافته ، ندانم كه با ما چه معامله خواهد
--> ( 1 ) . نصر بن مزاحم اين بيت را به صورت رجز از زبان معاوية بن حارث ، پرچمدار اشعث بن قيس ، بيان مىكند . مصرع دوّم اين بيت چنين ذكر شده است : « و الأشعث الخير كليث يعبث . » ؛ - پيكار صفّين ، ص 245 . ( 2 ) . هزبر : شير بيشه ، دلير ميدان جنگ . - و . ( 3 ) . نصر بن مزاحم گويد : اشعث از افتخار مىباليد و مىغرّيد و مىگفت : « اى امير المؤمنين ، تو را خرسند كردم ! » سپس گفتهء طرفة بن عبد را زبان حال ساخت كه گويد : ففداء لبنى سعد على * ما أصاب النّاس من خير و شرّ . . . براى مطالعهء ترجمهء گفتههاى اشعث ؛ - پيكار صفين ، ص 262 . ( 4 ) . تناطح كباش : ضرب شست پهلوانان .